یازده سپتامبر ؛ تهران و واشنگتن

فرشاد بديعي

  
دو رئيس جمهور همزمان از اين رويداد خبردار شدند. جورج دبليو بوش كه در مدرسه اى سرگرم كودكان بود، اولين دقايق روز كارى را شروع مى كرد و محمد خاتمى در پايان يك روز گرم تابستانى آماده ترك نهاد رياست جمهورى بود.
برخورد هواپيماى دوم را با ناباورى هر دو رئيس جمهور از تلويزيون «سى.ان.ان» به تماشا نشستند. بوش از بيم گسترش حملات تروريستى در جاى نامعلومى، جلسه اى با اعضاى دولت و مشاوران ترتيب داد چنان كه محمد خاتمى نيز در تهران مشاورانش را احضار كرد تا نخستين رئيس جمهورى باشد كه در رد حملات تروريستى صبح روز يازدهم سپتامبر از طرف دولت و ملت كشورش، بيانيه منتشر و آن را محكوم كند.
اينك دور تازه اى از مناسبات ايران و آمريكا كليد خورده بود؛ روابطى كه در فروردين ماه ۱۳۵۸ از طرف دولت ايالات متحده يك طرفه قطع شده بود در دوران جنگ ايران و عراق به خصومت انجاميد و در پايان آن به حمله مستقيم واشنگتن به منافع ايران منجر شد، سال هاى نخست رياست جمهورى محمد خاتمى كه همزمان با رياست بيل كلينتون بود، بويى از بهبود مى داد، اما روى كار آمدن جمهورى خواهان، بار ديگر دوره اى سردتر از يخ را به وجود آورد.
در داخل گرچه نگرانى ها با بيانيه اى كه رئيس جمهور منتشر كرد و فضاى مثبتى كه پيرامون ايران به وجود آورد، كاهش يافته بود، اما با موضعى كه بوش در قبال ايران داشت و با زخمى كه از حادثه يازدهم سپتامبر خورده بود، اين اضطراب وجود داشت كه آمريكايى ها براى بازسازى غرور و روحيه از دست رفته شان به ايران نيز آسيب برسانند .
افغانستان و طالبان بنيادگراى حاكم بر اين سرزمين كوهستانى در سيبل حمله قرار گرفتند. طالبان كه روزگارى با نشان دادن عمق خصومت با تهران دست به كشتن ديپلمات هاى ايرانى زده بود و فضا را چنان متشنج كرده بود كه نيروهاى نظامى ايران به حالت آماده باش در مرزهاى شرقى درآمدند، هدف سرنگونى ايالات متحده قرار گرفت. اروپايى ها طى يك ماه مكرراً به ايران سفر كردند تا همراهى تهران را براى سرنگونى طالبان به دست آورند؛ همراهى اى كه تهران بعدها ابراز داشت اگر با آمريكا صورت نمى گرفت، واشنگتن قادر نبود چنين آسان، طالبان را از نقشه سياسى افغانستان حذف كند.
حادثه يازدهم سپتامبر، حذف طالبان را كه سال ها خواست ايران بود، در كنار نياز آمريكا قرار دارد.
اگر طالبان پنج سالى در مرزهاى شرقى ايران نگرانى آفريده بودند، عراق اين همسايه غربى ۲۰ سال با تهران چنان كرده بود كه دعاى مرگ بر صدام در متن زندگى مردم ايران قرار گرفته بود، هدف قرار گرفتن صدام در چارچوب مبارزه با تروريسم، يك بار ديگر، ايران و آمريكا را درخواست و هدفى مشترك قرار داد. حادثه صبح يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در سالى كه به پيشنهاد رئيس جمهور ايران سال گفت وگوى تمدن ها نام گرفت تا به اين جا براى تهران و واشنگتن دو دستاورد مهم داشته است. از ديد آمريكا، حذف بنيادگرايان در افغانستان و سرنگونى تروريست ها در عراق و از نگاه ايران پايان دادن به كار دو باطل . بوش در صدد بود تا بار ديگر پروژه مبارزه با تروريسم را براى آنچه كه او «امن تر شدن جهان مى خواند» ادامه دهد، اينك اين سؤال مطرح است كه آيا هدف مشترك ديگرى نيز براى ايران و آمريكا وجود خواهد داشت يا نه؟ اگر تاريخ پايان نيافته باشد كه فوكوياما خود نيز در آن ترديد دارد ، پاسخ به اين سؤال مثبت است. در ايران نيز چنين رغبتى وجود دارد . چنان كه مقام هاى ايرانى مى گويند هيچ گام عملى آمريكا براى بهبود روابط بى پاسخ نخواهد ماند.
اما ايالات متحده همچنان به سياست هاى گذشته خود ادامه مى دهد و در بهترين حال سياست دوگانه اى را در حرف مثبت و عمل پى مى گيرد.

منبع: روزنامه ايران

چاپ                       ارسال براي دوست

نظرات كاربران
نام

ايميل
نظر

 

مسئولیت محتوا و مواضع مندرج در مقالات بر عهده نویسندگان بوده و درج آنها در این پایگاه به مفهوم تأیید آن نمی باشد. Copyright © second-revolution.ir, All Rights Reserved