تهاجم نظامی عراق به ایران در سپتامبر 1980 (شهریور 1359) که منجر به وقوع جنگ هشت ساله بین دو کشور شد، در آخرین ماه های دوران ریاست جمهوری کارتر آغاز گردید و در دوران ریگان ادامه یافت. سیاست مداران و دولت مردان امریکا طبعاً نمی توانستند در قبال این رویداد بی تفاوت بمانند، چرا که اولاً جنگ در منطقه خلیج فارس جریان داشت، منطقه ای که دولت امریکا حداقل پس از سال 1971 (1350 ش) در آن دارای منافع اساسی بود. ثانیاً، سرنوشت جنگ با توجه به طرف های درگیر در آن برای امریکا اهمیت زیادی داشت
هاميلتون جوردن رئيس ستاد انتخاباتي جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا در كتاب خاطرات خود مي گويد در ديدار با شاه ، بحران گروگانگيري در تهران و اينكه اقامت شاه در آمريكا باعث لاينحل ماندن اين بحران مي شود را براي وي تشريح كرد و شاه نيز از سر ناچاري پذيرفت كه از آمريكا خارج شود . او مايل بود به اتريش يا سوئيس برود ولي جز پاناما هيچ دولتي حاضر به تحمل او نبود ...
از روزی که محسن میردامادی حرف آخر را زد و گفت: «پیشنهاد ما، اشغال مسالمتآمیز سفارت آمریکاست» تا امروز بیش از سه دهه میگذرد. دولتمردان ایران رفتند و آمدند، سیاستمردان آمریکا جای خود را به دیگری دادند، دانشجویان بزرگ و خود، سیاستمداران دیگری شدند، اما هنوز سوالها در پی نامهایی میروند که با ۱۳ آبان پیوند همیشگی خوردهاند.
در 25 مه 1986 (خرداد 1365) یک هیئت آمریکایی مرکب از مک فارلین مشاور سابق امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا، الیور نورث عضو شورای امنیت ملی، جرج کیو مامور سابق سیا در تهران،